مصاحبه با دکتر پر استنیوس در کنفرانس مدیریت فناوری

دکتر پر استنیوس

مصاحبه با آقای دکتر پر استنیوس ، رییس و مدیر ارشد فناوری در شرکت بین‌المللی مشاوره مدیریت ردال فنلاند

به عنوان اولین سوال، این کنفرانس را چه طور ارزیابی می کنید؟ مهم‌ترین نکته یا مزیتی که این کنفرانس داشته است چیست؟

فکر می‌کنم مثل بسیاری از کنفرانس‌ها در ایران، مباحث و مناظرات آزاد بسیاری در این کنفرانس وجود دارد. البته برخی موضوعات حساس‌ترند و به مسایل سیاسی برمی‌گردند ولی فکر می‌کنم که این یک بحث آزاد است. بنابراین احساس خیلی خوبی از حضور در این کنفرانس دارم و بسیار خوشحالم. به عقیده من یک فضای فکری باز در اینجا وجود دارد و ما قبلا مباحث بسیار جالبی داشتیم.

به عنوان یک متخصص، آیا فکر می‌کنید که سیاست‌هایی که در ایران در حوزه علم، فناوری و نوآوری وجود دارد برای پیشرفت مناسب هستند؟ در هر صورت ایران هنوز یک کشور توسعه یافته نیست و ما در حال توسعه هستیم.

صادقانه بخواهم صحبت کنم باید بگویم که اتفاقا ایران بسیار توسعه یافته است؛ زمانی که به صورت بین المللی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که دانش آموخته‌ها و دانشمندان ایرانی بسیار مورد توجه هستند. پس من فکر می‌کنم شما فقط فکر می‌کنید که توسعه یافته نیستید، ولی واقعیت این است که اگر ایران بخواهد پیشرفت بکند و قدمی به جلو بردارد می‌تواند این کار را انجام دهد.

راستش فکر می‌کنم که این موضوع کمی ناراحت کننده است که پانل آخر امروز درباره سیاست‌گذاری در ایران بود، ولی سخنران قبل از آن که از دانمارک بود، درباره نوآوری باز صحبت کرد. یکی از جملاتی که وی ارائه خود را با آن شروع کرد این بود که “افراد باهوش‌تر معمولا برای دیگری کار می‌کنند”، و این همان اساس نوآوری باز است. ولی زمانی که از سیاست‌ گذاری در ایران صحبت شد، تمامی مقامات دولتی آنجا حضور داشتند و هیچ کدام این صحبت را در خاطر نداشتند! مقامات دولتی طوری صحبت می‌کردند که گویا از همه بهتر می‌دانند.

واقعیت این است که دولت نمی‌تواند نوآوری را کنترل کند و من فکر می‌کنم باید این کنفرانس را، “کنفرانس عدم مدیریت تکنولوژی” اطلاق کنیم چون شما نمی‌توانید تکنولوژی را مدیریت کنید. درباره امریکا فکر کنید؛ آن‌ها دو سیاست ملی در دو حوزه دارند، یکی حوزه دفاع و دیگری انرژی. این دو اولویت‌های ملی امریکاست، در حالی که تکنولوژی بسیار گسترده‌تر از این است. بنابراین خارج از این حوزه‌های حیاتی، آن‌ها اجازه می‌دهند تا تکنولوژی از طریق نیاز بازار رشد کند. ولی در ایران این طور تصور می‌شود که با وضع مقررات و سیاست‌گذاری می‌توان تکنولوژی را مدیریت کرد که غیرممکن است. البته با وجود اینکه کمی ناراحت شدم در پایان دیدم که کمی بحث وجود داشت که فکر می‌کنم این یک نشانه بسیار مثبت است.

البته باز ناراحت کننده است که به طور کلی این پانل، سخنرانی قبلی درباره نوآوری باز را فراموش کرد. من فکر می‌کنم که ایران باید هم از اقتصاد خود و هم مرزهای خود حفاظت بکند، ولی بهتر است که از ایرانیان خارج از کشور دعوت کند تا نه تنها به ایران برگردند بلکه کسب و کارهایی ایجاد کنند که بتوانند محصولاتی را تولید کنند و راحت‌تر به بازار عرضه کنند. پس شما مقررات سفت و سختی برای کسب و کارها نیاز دارید، قوانین شفاف و ثابتی که همیشه تغییر نکند. در این صورت کسب و کارها قادر خواهند بود که برنامه‌ریزی کنند و حرکت کنند و دولت هم می‌تواند در برخی بخش‌های خاص و انتخاب شده فعالیت کند. ولی امروز به نظر من آمد که دولت شما می‌خواهد هر چیز کوچکی را مدیریت کند و روسیه نیز این را تجربه کرده و شکست خورده است، چون دنیا بسیار پیچیده است و دولت نمی‌تواند همه چیز را برنامه‌ریزی کند که این مشکل را روسیه هم داشت.

پس به عقیده شما سیاست‌گذاری به تنهایی نمی‌تواند کاری را حل کند، درواقع ما به سیاست‌ها نیاز داریم ولی فضای کسب و کار نیز باید با جلوگیری از مداخله دولت تقویت شود؟

بله صحیح است. فکر می‌کنم دولت باید بیشتر به این فکر باشد که طبیعت خود را از بین نبریم، اطمینان ایجاد کند از نیروی کار خود بهره‌کشی نمی‌کنیم و سیستم سلامت مناسبی داشته باشیم. این مواردی است که دولت باید مورد توجه قرار دهد و البته مطمئن شود که قوانین سرمایه‌گذاری، مالیات، نیروی کار و مواردی از این دست روشن، شفاف و ثابت هستند و آن‌ها را خیلی به تدریج تغییر دهد چون اگر دفعتا تغییر یابند کسب و کارها نمی توانند جلو بروند و دچار سردرگمی می‌شوند. درواقع یک دلیل خاص برای قوانین و مقررات دولتی وجود دارد ولی یک دولت باید قبول کند که کشور به نوآوری باز نیاز دارد.

به نظر شما چه مشوق‌هایی می‌توان برای کشورهای خارجی درنظر گرفت تا در کشور ما سرمایه‌گذاری کنند؟

شما نیاز ندارید آن‌ها را تشویق کنید، چون آن‌ها کاملا برای این کار علاقه مند هستند.

پس فکر می‌کنید چه موانعی وجود دارد؟

به نظر من مقررات یا موضوعات دیگر مثل فساد، پیچیدگی سیستم قضایی و همینطور موانع ارتباط زبانی.

فرمودید فساد؟

بله متاسفانه کاملا روشن است. من فردا درباره این موضوع در سخنرانی خود صحبت خواهم کرد. من چند هفته پیش در یک کنفرانس در سنگاپور بودم و آنجا بانک جهانی و IMF برای سرمایه‌گذاری حضور داشتند. درواقع صندوقی وجود دارد که سرمایه‌گذاری می‌کند، و کاملا سرمایه‌داری است و به کسی سودی نمی‌دهد. ولی قوانین جالبی هم وجود دارد، و آن هم این که فقط می‌تواند در کشورهای در حال توسعه سرمایه‌گذاری کند. بنابراین سرمایه‌گذاران به این فکر می‌کنند که چه طور می‌توانند در کشورهایی همانند بنگلادش یا حتی ویتنام و چنین بازارهایی سرمایه‌گذاری کنند و البته میانمار. آن‌ها مجبورند که آنجا سرمایه‌گذاری کنند. من با یکی از مدیران سرمایه‌گذاری صحبت کردم و سوال کردم کدام یک از این کشورها موفق بوده است؟ او جواب داد که آزادسازی بازار مهم نیست، بلکه چیزی که اهمیت دارد این است که بازار قابل پیش بینی باشد و مقررات شفاف باشند و متاسفانه فساد موجب عدم شفافیت می‌شود و نمی‌دانید قوانین چیست، درواقع قوانین این است که کسی را بشناسید و این موقعیت خوبی نیست. بنابراین راه حل برای ایران خیلی ساده است، ولی بسیار برای اجرا سخت است. تا زمانی که افراد دیدگاه‌های خود را دارند و مواظب موقعیت خود هستند، اتفاقی نمی افتد. این موضوع بیش از اینکه فکری باشد یک موضوع سیاسی است.

به عنوان سوال آخر، اگر بخواهیم نمونه‌ای را به عنوان الگو از بین کشورهای در حال توسعه‌ای که توسعه یافته‌اند انتخاب کنیم، کدام یک می‌تواند برای ایران الگوی خوبی باشد؟

من محتاطانه به این سوال پاسخ می‌دهم. خیلی‌ها تصور می‌کنند که کره جنوبی می‌تواند الگوی خوبی باشد ولی کره جنوبی در حال حاضر در موقعیت خوبی قرار ندارد. به نظر من ایران باید راه خاص خودش را پیدا کند و احتمالا ترکیبی از حفاظت از اقتصاد و باز کردن آن می‌باشد. برای مثال کره همیشه ارتباط خوبی با امریکا داشته و مورد توجه آن بوده است، یا مالزی از سال‌های خیلی قبل به عنوان تامین کننده برای شرکت‌هایی مثل اینتل فعالیت می‌کرده است و الان به عنوان یک کشوری که به طور تاریخی توانسته تولید با هزینه کم داشته باشد شناخته می‌شود و امریکایی ها در دهه ۱۹۷۰ بسیار در آنجا سرمایه‌گذاری کرده‌اند، یا سنگاپور به دلیل موقعیت خاص مکانی خود و مبدل شدن آن به یک مرکز لجستیک بسیار با ایران تفاوت دارند. ایران این موارد را ندارد ولی چیزی که از آن برخوردار است، منابع طبیعی، بازار داخلی بزرگ و نیروی کار بسیار باهوش و تحصیل کرده می‌باشد که یعنی همه چیز.

من در این کنفرانس به عنوان مهمان خارجی مثل مهمانانی از کره یا دانمارک که آمده بودند دعوت شده بودم. آخرین پانل امروز درباره سیاست‌گذاری در ایران بود، ولی هیچ سوالی از ما به عنوان مهمان خارجی پرسیده نشد، ما خیلی نزدیک به بحث گوش می‌کردیم ولی انگار این بحث برای ما آزاد نبود، و اجازه نداشتیم صحبت کنیم …

شاید به خاطر موانع زبانی بوده؟

نه اتفاقا ضمن تشکر از برگزار کننده، مترجم بسیار خوبی داشتیم، ولی احساس می‌کنم در آخرین بخش امروز کسی علاقه نداشت نظر ما را بپرسد، این به نظر من مشکل ایرانیان است. ولی در دنیا، هرچه بیشتر برای یادگیری از دیگر ملت‌ها و مردم دیگر باز باشید، موفق‌تر خواهید شد، که فکر می‌کنم ایران باید درباره آن فکر بکند.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *