نظام ملی نوآوری ـ مفهوم تحلیلی و ابزار توسعه

نظام ملی نوآوری

نظام ملی نوآوری ـ مفهوم تحلیلی و ابزار توسعه (بنت آک لاندوال)

در عصر حاضر رسیدن به درک عمیق‌ تر از چگونگی ارتباط دانش و یادگیری با نوآوری و عملکرد اقتصادی یک وظیفه مهم است.

اشاره به دوره فعلی به‌عنوان اقتصاد دانش‌بنیان در میان سیاست ‌گذاران به امری عادی تبدیل شده است و به‌طور فزاینده ‌ای تأکید می ‌شود که امیدوارکننده ‌ترین استراتژی‌ ها برای رشد اقتصادی، راهبردی است که تقویت اقتصاد دانش ‌بنیان را هدف قرار داده باشد. این گفتمان تعداد مسائل تحلیلی حل ‌نشده را افزایش می ‌دهد. بنیان دانش را چه چیزی تشکیل می ‌دهد؟ در چه سطحی می ‌توانیم یک پایه دانش را تعیین و تعریف کنیم؟ پایه دانش محلی و بخشی، چه ویژگی ‌هایی دارند؟ پایه دانش چگونه پایدار است؟ چگونه مطالعات تجربی در مورد نظام ‌های نوآوری را سازماندهی کنیم. هنگامی که به سراغ مطالعات تجربی می ‌رویم، به نظر می ‌رسد که در حال حاضر دو دسته تلاش موازی در تجزیه و تحلیل نظام نوآوری مسلط هستند.

یکی بر عملکرد نظام ملی نوآوری متمرکز است در حالی که دیگری بر روی نظام ‌های مقایسه‌ای از لحاظ کیفی متمرکز شده است. گاهی اوقات مورد اول به غفلت از جنبه سیستمی متمایل می‌ شود و به دنبال «بهترین عمل کلی» به انحطاط می ‌رود در حالی که مورد دوم بر ویژگی‌ های منحصر به فرد سیستمی هر یک از نظام‌ ها تأکید می‌ کند. تحقیقاتی که بین شکاف دو رویکرد، ارتباط برقرار کنند؛ ممکن است اهمیت ویژه‌ ای داشته باشند.

نظام ملی نوآوری

مطالعه در مورد نظام‌ های اجتماعی نوآوری و نظام ‌های ملی کسب و کار در این زمینه مهم است زیرا آن ها به ارائه طبقه ‌بندی ‌هایی تمایل دارند که نظام ‌های ملی را بر اساس نحوه ساختاردهی آنها گروه ‌بندی می‌ کنند. مطالعه اخیر در مورد مبانی سازمانی خرد برای یادگیری توسط لورنز و والیر نشان می‌ دهد که ویژگی ‌های سیستمی، مقوله های طبقه ‌بندی شده‌ ای را که ریشه در انواع مختلف ساختارهای سازمانی خرد دارند، تشخیص می ‌دهد.

در زمینه های مختلف تفسیری آنچه را که عملاً در اقتصادی که “اقتصاد یادگیری” نام گرفته است، اتفاق می افتد، معرفی کردیم. مفهوم اقتصاد یادگیری نشان می ‌دهد که مهم‌ترین تغییر، استفاده بیشتر از دانش در اقتصاد نیست، بلکه دانش سریع ‌تر از قبل منسوخ می ‌شود. بنابراین ضروری است که شرکت ‌ها در یادگیری سازمانی درگیر شوند و کارکنان پیوسته توانمندی ‌های جدیدی ارائه کنند.

این فرضیه نیاز به توسعه و آزمون دارد. گام اول، ایجاد تمایز بین یادگیری به‌عنوان جمع‌ آوری اطلاعات و یادگیری به‌عنوان ظرفیت ‌سازی‌است. گام دوم ایجاد تمایز بین یادگیری فردی و سازمانی است. گام سوم توسعه روش ‌هایی برای اندازه‌گیری فرآیندهای یادگیری شامل فرآیندهای تعاملی یادگیری و ارتباط دادن آنها به نوآوری و عملکرد اقتصادی می ‌باشد. در اینجا نیاز به باز بودن رشته های مختلف برای مشارکت وجود دارد. برای درک دانش و اقتصاد یادگیری هنوز در مرحله بسیار ابتدایی هستیم.
وظیفه مهم و نهایی، سازگاری و توسعه نظام نوآوری به گونه ‌ای است که برای تحلیل نظام‌ های نوآوری کشورهای در حال توسعه مفید واقع شود.

منبع نوشته:کتاب ده مقاله اساسی نگرش نظام ملی نوآوری

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *