مصاحبه با پروفسور ریکاردو پیترابیزا در کنفرانس مدیریت فناوری

پروفسور ریکاردو پیترابیزا

مصاحبه با پروفسور ریکاردو پیترابیزا، بنیان‌گذار شبکه دفاتر انتقال تکنولوژی فناوری دانشگاهی ایتالیا و رییس سابق نتوال

به عنوان اولین سوال، این کنفرانس را چه طور ارزیابی می کنید؟ مهم‌ترین نکته یا مزیتی که این کنفرانس داشته است چیست؟

این کنفرانس برای من بسیار جالب است چون در این مکان که یک مرکز تحقیقات در مورد نفت است برگزار می شود. این موضوع خیلی اهمیت دارد زیرا جایی است که مباحثات درباره انتقال تکنولوژی معنی دارد. درواقع موضوع کلی این کنفرانس انتقال تکنولوژی است ولی همیشه این موضوع اهمیت دارد که به جای موفقیت، مساله به اشتراک گذاشته شود، چرا که توصیف موفقیت آسان است ولی از مشکل است که ما می‌توانیم درس بگیریم. در بسیاری از کنفرانس‌های انتقال تکنولوژی یا نوآوری درباره موردهایی مثل گوگل یا شرکت‌های بزرگ دیگر صحبت می شود که تنها بررسی یک مورد خاص است، در صورتی که یک مورد امکان تکرار ندارد. اما سوال درباره مشکل واقعی، بنا به بخش خاص، کشور خاص یا موانع مرزی خاص اهمیت دارد. بحث امروز بر روی مشکل تمرکز کرده‌است، نه بر روی موفقیت.

شما به عنوان موسس نتوال در کشور ایتالیا، چگونه می‌توان رابطه‌ای مناسب میان دانشگاه برای انتقال تکنولوژی با بنگاه‌های فعال در صنعت برقرار کرد؟

آنچه که ما در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر مشاهده کرده‌ایم این است که داشتن یک شبکه امکان به اشتراک‌گذاری استراتژی را فراهم می‌آورد. همانطور که می‌دانید ما در ایتالیا تعداد بسیار زیادی شرکت داریم که عمدتا بنگاه‌های کوچک و متوسط هستند و تعدادی هم شرکت بزرگ وجود دارد. در گذشته زمانی که این شرکت‌ها برای تجاری‌سازی نتایج پژوهش ارتباط برقرار می‌کردند، هر دانشگاه مقررات خاص خود را داشت که باعث سکون می‌شد ولی در حال حاضر در نتوال ما برای تجاری‌سازی پژوهش، یک چارچوبی تعیین کرده‌ایم و شرکت‌ها می‌دانند که چه طور با این فضا برخورد کنند. در این بین مدیریت مالکیت فکری اهمیت ویژه‌ای دارد. در ایتالیا مالکیت فکری به دانشگاه تعلق دارد و دانشگاه آن را به شرکت می‌دهد و این ارتباط و اعتماد بین دو طرف را بهبود می‌بخشد.

اشاره‌ای فرمودید به شرکت‌های دانش‌بنیان؛ ما در حال حاضر در ایران با توجه به اقتصاد دانش‌بنیان بیش از ۲۰۰۰ شرکت دانش‌بنیان داریم که اکثر آن‌ها کوچک و متوسط محسوب می‌شوند. ولی در واقع موفقیت بالایی از آن‌ها شاهد نیستیم. به نظر شما مشکل این بخش چیست که نتوانسته‌اند به خوبی موفقیت داشته باشند؟

من نمی‌توانم درباره این سوال پاسخی داشته باشم چون در این زمینه نمی‌توانم مشاور خوبی باشم. با این حال می‌توانم اطلاعاتی درباره آنچه در کشور خودمان رخ می‌دهد به شما بدهم. ایتالیا کشوری است پر از شرکت‌های کوچک و متوسط، با تعدادی برابر ۱۰۰ هزار شرکت کوچک و متوسط. البته این تعداد از دهه ۱۹۶۰ شروع به رشد کرد که در آن شرکت‌های بزرگ تولید اجزای مختلف محصول خود را به این شرکت‌های کوچک و متوسط واگذار کردند. برای مثال یک شرکت بزرگ خودرویی تولید قطعات کوچک را به شرکت‌های کوچک‌تر واگذار کرد و این موجب شد تا شروع به رشد کنند چون محصولی داشتند که می‌توانستند به بازار ارائه کنند. در این بین برخی از همین شرکت‌ها خود به شرکت‌های بزرگ تبدیل شدند و برخی دیگر همچنان کوچک مانده‌اند. زمانی که ما یک شرکت را با دانش جدید از نتیجه پژوهش ایجاد می‌کنیم بسیار مشکل‌تر است چون بازاری برای آن وجود ندارد. مشتری از شما می‌خواهد که یک محصولی را تولید کنید و شما با ارائه محصول جدیدی که می‌دانید بازار دارد محصول را تولید می‌کنید. درواقع تفاوت بین کشش بازار و فشار تکنولوژی موقعیتی حیاتی است.

اشاره کردید که بیش از ۱۰۰ هزار شرکت کوچک و متوسط در حال فعالیت در ایتالیا هستند، آیا شرکت‌های بزرگ هم نقشی بازی می‌کنند؟

شرکت‌های بزرگ در گذشته این نقش را بازی می‌کردند ولی اکنون شرایط تغییر کرده است زیرا این شرکت‌ها در ایتالیا از سال ۲۰۰۸ با بحران اقتصادی مواجه شدند و ما در حال حاضر در مقایسه با ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته در موقعیت خوبی قرار نداریم. ولی در هر صورت بازار داخلی پایدار نخواهد ماند و ما صادرات بسیاری در اروپا و شرق دور داریم و موقعیت کنونی نسبت به سه سال قبل بهتر شده همچنان که نسبت به ۱۰ یا ۱۵ سال قبل هنوز به وضعیت مناسبی نرسیده‌ایم.

شما درباره مالکیت فکری صحبت کردید، ولی ما در ایران حفاظت از مالکیت فکری مناسبی نداریم. دیدگاهی وجود دارد مبنی براینکه ایران به حفاظت از مالکیت فکری نیاز ندارد، مثل کاری که چینی‌ها انجام می‌دهند. نظر شما درباره این موضوع چیست؟ آیا ایران لازم است که چنین سیستمی داشته باشد؟

اگر می‌خواهید در بازرا جهانی وارد بشوید باید وارد مقررات مالکیت فکری جهانی بشوید. ورود به این بازارها بدون به اشتراک گذاری پتنت‌ها و حفاظت از آن‌ها غیرممکن است.

به عنوان سوال پایانی، می‌دانیم که هر کشوری باید با توجه به منابع خود تصمیم بگیرد که در چه بخشی سرمایه‌گذاری کند. حال با توجه به ظرفیت‌های ایران، فکر می‌کنید چه صنعت یا بخشی برای تمرکز و حرکت به سمت رشد مناسب‌تر است؟

به نظر من با بررسی روندهای فعلی و آتی می‌توان به این نتیجه رسید که حوزه تولید مواد مناسب است. علاوه بر این تصور می‌کنم فرصت‌هایی نیز در دانش‌های نوظهور وجود دارد. اگر می‌خواهید پیرو باشید باید از چیزی که قبلا در کشورهای دیگر ایجاد شده استفاده کنید ولی اگر قصد دارید رهبر باشید باید چیزی در محدوده بسیار پیشرفته نوآوری انتخاب کنید. به عقیده من مطمئنا یکی از آن‌ها انرژی است و دیگری حوزه مواد می‌باشد. البته این دو حوزه، B2C نیستند و B2B هستند ولی آینده در این دو حوزه است.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *