مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها – عصر ماشین

مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها - عصر ماشین

مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها – عصر ماشین

آشنایی با مهندسی سیستم ها: انسان ها از دیر باز به دنبال درک جهان پیرامون خود، بوده اند. در این ارتباط دو رویکرد عمده وجود داشته است. که در زیر به بیان آن ها می پردازیم.

رویکرد اول، تقلیل گرایی است.

طبق این رویکرد، هر چیزی قابل تقلیل یا تجزیه شدن به اجزاء ساده غیرقابل تقسیم است. با بکارگیری این رویکرد در علوم مختلف، پیشرفت های قابل ملاحظه ای به دست آمده است. فرآیند تجزیه از کل به جزء در علوم مختلف منجر به شناسایی پایین ترین سطح تجزیه گردیده که این سطح در فیزیک با نام اتم، در شیمی با نام عنصر، در زیست شناسی با نام سلول و در روانشناسی با نام غریضه، انگیزه یا نیاز شناخته می شوند.

تقلیل گرایی خواستگاه پیدایش یک رویکرد تحلیلی برای تفکر درمورد جهان است. برای انجام تحلیل در درجه اول بایستی موضوع مورد نظر به صورت کامل شناسایی شده و از موضوعات پیرامونی خود تفکیک شود و در صورت امکان، به اجزاء مستقل و غیرقابل تقسیمی که از آن ها تشکیل شده است؛ تقسیم گردد. در درجه دوم، تحلیل شامل توضیح رفتار این اجزاء و در نهایت، جمع کردن این توضیحات جزئی و ناتمام در قالب یک توضیح کلی است. به عنوان مثال، تحلیل یک مسئله شامل تجزیه آن به مجموعه ای از مسائل ساده تر (تا حدی که امکان آن وجود داشته باشد)، حل هر یک از آنها و ترکیب این راه حل ها در قالب یک راه حل کلی است. چنانچه تحلیلگر موفق به تجزیه یک مسئله به مسائل ساده تری که مستقل از یکدیگر هستند، شود، دیگر نیازی به ترکیب راه حل های جزئی و ناتمام نیست زیرا راه حل کلی برابر با مجموع راه حل هایی است که برای اجزاء مستقل آن یافته شده اند. در عصر ماشین، درک جهان، حاصل جمع یا نتیجه درک اجزاء جهان بود که تا حد امکان مستقل از یکدیگر تصور می شدند.

مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها - عصر ماشین

رویکرد دوم، رویکرد مکانیسم است.

بر اساس این رویکرد، تمام پدیده ها تنها با استفاده از یک رابطه ساده «علت و معلولی» قابل توضیح می باشند. طبق این رویکرد، یک چیز یا یک رویداد اگر برای حادث شدن یک چیز یا یک رویداد دیگر (معلول) ضروری و کافی باشد، علت آن در نظر گرفته می شود. ازآنجاکه علت باید برای معلولش کافی باشد، هیچ چیزی غیر از علت برای توضیح معلول موردنیاز نیست. در نتیجه، جستجوی علت ها امری مستقل از محیط است. بر همین اساس، قوانینی مانند قانون سقوط آزاد اجسام به گونه ای فرمول بندی شده اند که از دخالت اثرات محیط در آنها جلوگیری شود. این رویکرد مبتنی بر رویکردی بوده است که اکنون تفکر “سیستم بسته” نامیده می شود.

در قوانین علّی جایی برای استثنائات وجود ندارد. معلول ها بطور کامل توسط علت ها تعیین می شوند. از این رو، نگاه غالب نسبت به جهان یک نگاه جبری یا مبتنی بر جبرگرایی بود. این نگاه همچنین یک نگاه مکانیکی هم بود زیرا علم نیازی به مفاهیم غایت شناسانه (مانند تکالیف، اهداف، مقاصد، انتخاب و آزادی اراده) برای توضیح پدیده های طبیعی در وجود خود احساس نمی کرد؛ لذا چنین مفاهیمی غیرضروری، تخیلی یا بی معنا تلقی می شدند. پایبندی به تفکر علّی به برداشتی از جهان به عنوان یک ماشین منجر شد؛ در واقع جهان مانند یک ساعت بود، یک مکانیسم «خود شمول» که رفتار آن کاملاً توسط ساختار خود آن تعیین می شد.

انقلاب صنعتی، ماشینی شدن را با خود به همراه آورد؛ یعنی جانشین شدن انسان ها با ماشین به عنوان وسیله ای برای انجام کارهای فیزیکی. این فرایند حتی ماهیت کاری که برای انجام شدن توسط انسان باقی مانده بود را نیز تحت تأثیر قرار داد. انسان ها دیگر تمام آنچه را که برای تولید یک محصول لازم بود انجام نمی دادند؛ بلکه تنها یک عملیات ساده را در طول فرآیند تولید به کرات تکرار می کردند. در نتیجه، به همان اندازه که ماشین های بیشتری برای جایگزینی انسان در محل کار مورد استفاده قرار گرفت، کارگران بیشتری مجبور شدند که مانند ماشین رفتار کنند که این مسئله یکی از پیامدهای تلخ انقلاب صنعتی و عصر ماشین بود.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *