مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها – عصر سیستم

مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها – عصر سیستم

آشنایی با مهندسی سیستم ها: گذر از عصر ماشین به عصر سیستم.

در مسیر تاریخی گذر از عصر ماشین، شعله ور شدن آتش جنگ در سراسر جهان از یک سو و سرعت گرفتن رشد فناوری از سوی دیگر، قدرت های بزرگ آن زمان را بر آن داشت تا برای کسب برتری نظامی در میدان جنگ، استفاده از فناوری های جدید را در دستور کار خود قرار دهند. اما ساخت هواپیماهای فوق پیشرفته، رادارهای نظامی، موشک های آلمانی V1 و V2 و به ویژه بمب اتم نیازمند شناخت مواد و فناوری های مختلف و چینش ماهرانه آنها در کنار یکدیگر بود. در واقع، این تسلیحات، سیستم های پیچیده ای بودند که بواسطه تعدد اجزاء تشکیل دهنده و فناوری های بکارگرفته شده، توسعه و ساخت آنها چالش هایی فراتر از چالش های همیشگی را در پیش روی مهندسان قرار می داد.

افزون بر این، محدودیت های زمانی بی شماری که متأثر از شرایط جنگی آن زمان بود نیز رویکردهای جدیدی را در برنامه ریزی، هماهنگ سازی فعالیت ها و مدیریت مهندسی ایجاب می کرد. اینگونه بود که جوانه های عصر سیستم برای رفع این چالش ها قدم به عرصه وجود گذاشت.

اگرچه دوره های تاریخی آغاز و پایان دقیقی ندارند اما همان طورکه گفته شد، دهه ۱۹۴۰ میلادی را می توان پایان عصر ماشین و شروع عصر سیستم برشمرد. این عصر جدید، محصول یک چارچوب فکری جدید است که طی آن رویکرد های جدید کل گرایی ، و تفکر ترکیبی به عنوان متمم در کنار رویکرد های تقلیل گرایی و مکانیسم قرار گرفتند.

کل گرایی رویکردی است که تمام اشیاء و رویدادها و تمام تجارب مرتبط با آنها را بخشی از کلیت های بزرگتر در نظر می گیرد. این رویکرد وجود اجزاء مختلف در این کلیت ها را انکار نمی کند اما تمرکز آن بر روی کلیتی است که در بردارنده آن اجزاء است. این رویکرد زاویه دید دیگری را برای نگریستن به محیط اطراف در اختیار ما قرار می دهد؛ زاویه دیدی که متفاوت از تقلیل گرایی اما سازگار با آن است. این رویکرد کانون توجهات را از عناصر تشکیل دهنده به سمت کلیتی با اجزاء به هم پیوسته و مرتبط با هم (سیستم) تغییر می دهد.

مقدمه ای بر مهندسی سیستم ها - عصر سیستم

انتقال کانون توجهات به سیستم، تفکر ترکیبی را با خود به ارمغان آورد. در تفکر تقلیل گرایی، توضیح کلی یک کلیت واحد از توضیحات جزئی اجزاء تشکیل دهنده آن مشتق می شود. اما در تفکر ترکیبی، چیزی که قرار است توضیح داده شود، به عنوان بخشی از یک سیستم بزرگتر در نظر گرفته می شود و بر حسب نقشی که در آن سیستم بزرگتر ایفا می کند، رفتار آن توضیح داده می شود. عصر سیستم بیشتر علاقمند به در کنار یکدیگر قرار دادن اجزاء است تا جدا کردن آنها از یکدیگر.

تفکر تحلیلی یک تفکر «برون به درون» است؛ در حالی که تفکر ترکیبی یک تفکر «درون به برون» به شمار می رود. هیچ یک از این دو ارزش دیگری را نفی نمی کند اما با تفکر ترکیبی فرد می تواند به درکی بویژه در مورد پدیده های جمعی دست یابد که از طریق تفکر تحلیلی قابل دستیابی نیست.

تفکر ترکیبی، زمانی که درمورد مسائل یا مشکلات سیستمی بکار برده شود، «رویکرد سیستمی» نامیده می شود. این نوع تفکر برمبنای نگرشی است که می گوید زمانی که هر یک از اجزاء یک سیستم عملکرد خوبی داشته باشد، ممکن است کل سیستم الزاماً عملکرد خوبی نداشته باشد. این نگرش از این حقیقت ناشی می شود که مجموع عملکرد اجزاء به ندرت برابر با عملکرد کل سیستم است.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *