مدیریت فناوری و مهندسی سیستم‌ ها- قسمت اول

مهندسی سیستم

مهندسی سیستم ها

همانطور که در پست قبلی گفته شد فعالیت‌ های تحلیل و طراحی برای سیستم‌‌ های فنی یا بشرساخته خود پایان کار نیستند بلکه وسیله ای برای برآورده ساختن نیازها و خواسته های انسان به شمار می روند. مهندسی مدرن ( مهندسی سیستم ها) دارای دو بُعد مختلف است: یک بُعد آن مربوط به مواد و نیرو های طبیعت و بُعد دیگر آن مرتبط با نیازهای انسان است.

در این پست سعی شده به ارتباط میان مدیریت فناوری و مهندسی سیستم ها پرداخته شود.

مدیریت فناوری و مهندسی سیستم ها

فناوری و جامعه

تاریخ بشر دارای ارتباط تنگاتنگی با پیشرفت فناوری است و پیشرفت فناوری در طول تاریخ برای افراد و سازمان ها دغدغه­ های مشترکی را به همراه آورده است. بطور کلی، پیچیدگی سیستم ‌های موردنیاز جوامع روز به روز در حال افزایش است و با ظهور فناوری ­های جدید، بکارگیری این قابلیت ‌ها در سیستم ­های موجود یا استفاده از آن ها برای خلق سیستم­ های جدید بیشتر می شود. از سوی دیگر، میل به سیستم­ های پیچیده تر و بهتر، الزامات توسعه محصولات را نیز بطور پیوسته دچار تغییر کرده است و به همین دلیل، امروزه شناسایی نیاز “حقیقی” و استخراج الزامات “واقعی” به نوبه ی خود یکی از چالش ‌های سخت حوزه ی فناوری به شمار می­رود.

گذر از گذشته به حال و آینده، یک فرآیند یک مرحله ­ای نیست. با گذشت زمان پیشرفت‌ های فناورانه ی بیشتری در اختیار جامعه قرار می­گیرد و واکنش جامعه به این حجم بزرگ از پیشرفت اغلب تغییر از یک حالت به حالت دیگر یا از یک نسل به نسل دیگر و سپس تن دادن به یک الگوی رفتاری ایستا است. در حالی که شاید واکنش بهتری که جامعه می­ تواند از خود نشان دهد این است که با پویش مستمر قابلیت ‌های جدید و بالقوه، پیشرفت مستمر را جایگزین پیشرفت های مقطعی کند.

جهت نیل به این هدف، باید جمعیت افرادی که قادر به مشارکت در شناخت فناروی­ های مختلف هستند، افزایش یابد. یکی از کلید های اصلی ارتقاء این شناخت، فناوری های ارتباطی هستند که اکنون بیش از هر زمان دیگری در حال گسترش ­اند. بنابراین، شناخت بهتر فناوری های این حوزه می ­تواند به فهم و ارزیابی متعاقب جامعه از فناوری­ های موجود در حوزه ­های دیگر کمک کند.

مهندسی سیستم ها

رشد فناوری و تغییر

فناوری بطور پیوسته در حال رشد و تغییر است و آنچه که عامل محرک این وضعیت به شمار می­ رود، تلاش برای پاسخگویی به یک نیاز برآورده نشده و یا تلاش برای تحقق اثربخش­تر نیازهای برآورده ­شده است. افزون بر این، عوامل اجتماعی، اهداف سیاسی و محدودیت های اکولوژیک نیز از عوامل محرک تغییر به شمار می­ روند.

 بطور کلی، مردم از تأثیر سیستم‌ های فنی یا بشرساخته برروی زندگی خود و یا محیط طبیعی اطراف خود راضی نیستند. از آنجا که مسئولیت خلق سیستم‌ های فنی تا حد زیادی بر عهده ی علوم کاربردی و مهندسی است، طبیعی است که بخشی از این نارضایتی نیز به این حوزه ­ها مربوط می ­شود. امروزه دیگر امکان­سنجی فنی و اقتصادی به تنهایی تعیین­کننده ی آن چیزی نیست که مهندسین باید انجام دهند؛ بلکه عوامل اکولوژیک، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی روانشناختی نیز به همان اندازه در ساخت سیستم­ های جدید دارای نقش شده­ اند. به همین دلیل، تعداد عوامل اثرگذار در هر پروژه مهندسی نسبت به گذشته چند برابر شده است. همچنین، با اهمیت یافتن مسئولیت­ پذیری اخلاقی در جامعه، رعایت اخلاق در تصمیم­ گیری ­های فردی نیز اخیراً به یک دغدغه ی حرفه­ ای بزرگ تبدیل شده است.

به عنوان نمونه، طی سال های اخیر نگرانی ­های زیست­ محیطی، مسئولین شهری را به توسعه ی روش های جدیدی برای دفع پسماندهای بیمارستانی و زباله ­های خشک واداشته و صنعت کشاورزی را نیز ملزم به استفاده از روش های دیگری برای محافظت از محصولات کشاورزی در برابر آفات کرده است. به همین ترتیب، نگرانی از کمبود منابع سوخت فسیلی در آینده و تبعات اکولوژیک آن توجهات بیشتری را نسبت به حفظ و ذخیره­ سازی انرژی و توسعه ی منابع انرژی جایگزین جلب کرده است. بنابراین، عوامل و ملاحظاتی که پیشتر از کوچکترین نقشی در رشد و پیشبرد فناوری برخوردار نبودند، امروزه باعث نوآوری ­های سودمند متعددی در حوزه ی فناوری شده  اند.

ادامه مطلب در پست بعدی

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *